_(¯`·._ قلب تنها _.·´¯)_

!! کاش قلبم درد تنهايی نداشت ....برگ های آخر تقويم عشق...حرفی از يک روز بارانی نداشت ..کاش !!
بدون شرح...!!!
 

 

 

پ.ن ۱ :

 

سخت است دل كندن


چه سخت است فراموش كردن

 

 بي خيال شدن،

 

 خود را به آن راه زدن


اين سختي، تقاص سكوت است


تقاص فاصله اي است كه سكوت خالق آن است....!!!

 

 

پ.ن ۲ :

 

دلم گرفته دلم عجیب گرفته و هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز و . . .

 

بعضی چیزا هست که فقط میشه فراموشش کرد انگار هیچ راه حلی نداره و نخواهد داشت.

 

نمیدونم گاهی آدم نمیدونه حد بین زندگی کردن برای خودش و برای دیگران چقدره .

 

احساس خستگی میکنم  خیلی خستم . . . خستم . . . !!!

 

 

 

پ.ن آخر:

 

 

خداحافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام

 

خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام

 

خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد

 

به ياد آسموني كه منو از چشم تو ميديد

 

اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت سادست

 

نه اينكه ميشه باور كرد دوباره آخر جادست

 

خداحافظ واسه اينكه نبنديم دل به روياها

 

بدونيم با تو و بي تو همينه رسم اين دنيا

 

خداحافظ

 

خداحافظ

 

 خداحافظ همين حالا . . .

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت1:54توسط (¯`·. قلب تنها .·´¯) |
ماجــــــرای یـــــــــــک ع ش ق !!!

 

به روي گونه تابيدي و رفتي


مرا با عشق سنجيدي و رفتي


تمام هستي ام نيلوفري بود


تو هستي مرا چيدي و رفتي

 

 


شبي از عشق تو با پونه گفتم


دل او هم براي قصه ام سوخت


غم انگيزست توشيداييم را


به چشم خويش فهميدي و رفتي

 

 

چه بايد كرد اين هم سرنوشتيست


ولي دل رابه چشمت هديه كردم


سر راهت كه مي رفتي تو آن را

 

به يك پروانه بخشيدي و رفتي

 

 

 

صدايت كردم از ژرفاي يك ياس


به لحن آب نمناك باران


نمي دانم شنيدي برنگشتي


و يا اين بار نشنيدي و رفتي


 

 

عجب درياي غمناكي ست اين عشق


ببين با سرنوشت من چها كرد


تو هم اين رنجش خاكستري را


ميان ياد پيچيدي و رفتي

 

 

تمام غصه هايم مثل باران


فضاي خاطرم را شستشو داد


و تو به احترام اين تلاطم


فقط يك لحظه باريدي و رفتي

 

 

تو را به جان گل سوگند دادم


فقط يك شب نيازم را ببيني


ولي در پاسخ اين خواهش من


تو مثل غنچه خنديدی و رفتي

 

 

تمام بغض هايم مثل يك رنج

 
شكست و قصه ام در كوچه پيچيد


ولي تو از صداي اين شكستن


به جاي غصه ترسيدي و رفتي

 

 

 

كنار من نشتي تا سپيده


ولي چشمان تو جاي دگر بود


و من مي دانم آن شب تا سحرگاه


نگارت را پرستيدي و رفتي

 

 

 

شبي گفتي نداري دوست من را


 نمي داني كه من آن شب چه كردم


خوشا بر حال آن چشمي كه آن را


به زيبايي پسنديدي و رفتي

 

 

 

هواي آسمان ديده ابريست


پر از تنهايي نمناك هجرت


تو تا بيراهه هاي بي قراري


دل من را كشانيدي و رفتي

 

 

 

پريشان كردي و شيدا نمودي


تمام جاده هاي شعر من را

 
رها كردي شكستي خرد گشتم


تو پايان مرا ديدي و رفتي...!!!

 

 

 

 

 

 

پ.ن 1 : 

 

   <<  من که ادعا نکردم...!  >>

 

نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم


همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم

 

عازم سفر شدي << تو >> من دلم مي خواست بموني


واسه موندن << تو >> اما بخدا دعا نكردم

 


 واسه << تو >>  كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي


تقصير منه كه آخر << تو >>  رو مبتلا نكردم

 

 


توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم


تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم

 

 

ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا


 اين دفعه << تو >>  اومدي من به قرار وفا نكردم

 


زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم


تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم

 


اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت


عمرشون كلي تلف شد چون  << تو >>  رو رها نكردم

 


راه آسمون كه بسته س ...  گرچه قلبامون شكسته س


تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم

 


<< تو >>  من و گذاشاتي رفتي... خواستي من ديوونه تر شم


باورت نمي شه شايد آخه جون فدات نكردم

 


 نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه


اما از كساي ديگه س...  پس اونا رو وا نكردم

 


يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم


بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا مكردم

 


<< تو >>  از اون روزي كه رفتي نه << تو >>  رفتي كه ببيني


تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم ...!!!

 

پ.ن 2 :  سلام ...خوبید همگی؟ میدونم خیلی طول کشید اما ...جای گلایه نیست .. بگذریم ..

 

راستی یه سوالی داشتم ازتون ...شده براتون پیش بیاد از یه نفر که خیلی براتون عزیزه ....

 

یه کاری رو که انتظارشو به هیچ وجه ندارین  سر بزنه ... کاری که باعث بشه دلتون بد جوری بشکنه...

 

البته شاید  هم خودش اصلا متوجه نشه که کارش چه اثری  رو  شما گذاشته ...

 

بعد بدون هیچ نشونو جوابی شما رو با کلی سوال  بزاره بره ...

 

شایدم براتون پیش نیومده باشه ... اما سوال من اینه اگه بعد چندماه برگشت .

 

و هیچ جوابی  برای سوالاتون نداشت  جز :  I’m So Sorry ….  شما  با همچین  شخصی چه برخوردی میکنید ؟؟؟

 

نمیخوام مجبورتون کنم حتما جواب بدید ...

 

 اما چون میدونم خودش هم اینو میخونه ...

 

دوست دارم جوابای شما رو  هم ببینه ...

 

میخوام  ببینه اون کجای کار و من کجا ...!!!

 

 

اگه دوست داشتید   جواب سوال رو هم  بعد نظرتون بدید  ... ممنون میشم..!!!

 

                                                                                    در پنا اسمان  و خدانگهدارتون!

 


+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت2:31توسط (¯`·. قلب تنها .·´¯) |